عشق آسمانی


عشق آسمانی

دلم دور از تمام اهل دنیا

سرم پر از هوای بی کسی بود

شب و روز این دل غمگین و بی تاب

پر از تاب و تب دلواپسی بود

ادامه نوشته

ادامه نقد از حافظ و امیر نظام (انتقاد به شعر انوشه)

کرد کرمانشاه

     اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل مارا

به خال هندوش بخشم ثمر قند وبخارارا

اگر ان کرد گروسی بدست ارد دل مارا

بدو بخشم تنو جانو سرو پارا

ادامه نوشته

راه و ره دلداری

راه و ره دلداری

درشبی سرد دلم باز تب لیلا کرد

باز هم روح مرا در به در صحرا کرد

درد من دوری از ان دلبر زیبا رو بود

سایه بان عطشم سایه ی آن ابرو بود

ادامه نوشته

کلبه احزان

کلبه احزان

روزگاری جدا از ره ایمان بودم

پیش مخلوق خدا سر به گریبان بودم

همه شب جانب میخانه دلم رو میکرد

نظرش روی به هر باطل مه رو میکرد

ادامه نوشته

چشم های خیس...


چشمهایم خیس است...

اشکهایم جاریست...

کاش بودی می دیدی بی تو حالم خوش نیست...

ادامه نوشته

معنی دلدادگی

معنی دلدادگی

روزگاری بلبلی در یک قفس

گوشه ای افتاده بود،بی هم نفس

نای خواندن در سر بلبل نبود

فکر و ذکرش سوی کس جز گل نبود

ادامه نوشته

شب میلاد


  شب میلاد

امشب این دل به رهت بازخراب افتاده

نگهی بر قدمت کن که کجا افتاده

قدمی روی دلم،گام دگر روی سرم

ای خوش آن نقش که بر روی سرم افتاده

ادامه نوشته

کوی دلدار


کوی دلدار


 

شبی در اوج مستی با دلی زار

نشستم روبه روی کوی دلدار

نهادم سجده ای بر خاک کویش

زدم پیمانه از جام و سبویش

ادامه نوشته

توبه

توبه

به هنگام غروبی سرد،دلم درگیر ليلا بود

شبيه افتاب سرخ،غريب سرد و تنها بود

دگر خسته از اين يلدا،دگر بی تاب از هجران

دلم خسته شدش ازاين غريبی های بی پايان

ادامه نوشته

آیین عشق

آیین عشق

 

یاد دارم یک شبی در اوج خواب

غرق در مستی و لبریز از شراب

با دلی غمگین و با حالی خراب

بعد از ان یک صد سوال جواب

بعد از ان دوری ز روی ماه یار

ادامه نوشته

شمع و پروانه

شمع و پروانه

 

یک شبی شمعی شرر در سینه زد

پرسه ای در عالم دیرینه زد

 

در میان کلبه ی متروک و سرد

 

همدمش فریاد بود و اه و درد

 

ادامه نوشته